پنجشنبه, ۰۸ خرداد ۱۳۹۹

کرونا، فرارویی نئولیبرالیسم به حوزه اقتدارگرایی

 

 

کسی باور نداشت یا پیش بینی نمی کرد که بزرگترین کشور اروپایی به لحاظ وسعت و جمعیت با رهبری امانوئل مکرون نولیبرالی محافظه کار که حداقل دو سال در مقابل اعتراضات گسترده و بدیع موسوم به جلیقه زردها ایستاد و خم به ابرو نیاورد مگر چند عقب نشینی تاکتیکی، به یک باره در مقابل بیماری پاندمیک (عالم گیر) کرونا از موضع نئولیبرالیستی (Neoliberalism) خود به اشکالی از حکمرانی اقتدارگرایانه (Authoritarianism) فروغلتد که در تاریخ ثبت خواهد شد، آنچه کم و بیش، سایر دولت های اروپایی برای مقابله با این وضع، به آن دست یازیدند.

دولت مکرون، نظام بازار آزاد و شیوه های آن را برای انتخاب آزادانه مردم در رویارویی با این ویروس ناتوان دید و حتی قبل از تصویب وضعیت فوق العاده در پارلمان، تن به حضور ارتش در خیابان ها و بسیاری از معابر اصلی شهر زیبای پاریس داد.

وی همچنین با اعلام اختصاص 300 میلیارد یوور به زیان دیدگان انواع کسب و کارهای کوچک و بزرگ، قانون آهنین سرمایه داری مدرن که هر گونه حمایتی از این نوع را نفی می کند و زیان بخش می داند، نقض کرد و به مثابه دولت های اقتدارگرا در دستور اعمال سیاست و تصمیمات اقتصاد سیاسی قرار داد.

این تصمیم اقتصادی در ادامه، به وضع قوانین و مقررات سخت گیرانه برای قرنطینه درون شهری در حوزه اجتماعی انجامید به گونه ای که عبور بی مجوز هر شهروندی که برگه خوداظهاری دلیل موجه خروج از منزل را نداشته باشد، می بایست 135 یورو جریمه شود و از هجدهم مارس (28 اسفند)، اجتماع و همراهی دو نفره نیز ممنوع شد.

دیگر «تویلری» (Tuileries Garden)، باغ افسانه ای عشاق پاریس، جایی برای ابراز عشق و عاطفه های دل انگیز جوانان نیست، فراتر از آن، متروی عظیم شبکه و بزرگ پهنه، تراموا و «اق اُو اق» (RER) که دسترسی پاریسی ها را به حومه های دوردست با سرعت بسیار زیاد آسان می کرد و نقش شبکه مویرگی نقل و انتقال مسافران را بر عهده داشت، متوقف شد.

قطار بین کشوری و برون مرزی SNCF و TGVنیز بی رونق و در حال توقف است.

دولت مکرون، اقتدارگرایانه تمامی کافه ها، سینماها، تئاترهای متعدد، کتابخانه های عمومی، رستوران ها و حتی بتوموش ها (قایق دریایی) اطراف رود سن که برای جهانگردان سراسر عالم خاطره انگیز است، کنفرانس ها، سمینارها و بسیاری از فروشگاه ها یا سانترهای فروش انواع کالا، به جز معدودی از فروشگاه های مواد غذایی مانند کارفورها (Carrefour)، مونوپخی ها Monoprix)) و لیدرپرایس ها (Leader price) را تعطیل کرده است.

از سوی دیگر، دولت نئولیبرال مکرون که آزادی بی قید و شرط هر گونه فعالیت تولیدی را تضمین کرده بود، با اقتدار و دستورات دولتی، کارخانجات یک شیفته تولید انواع الکل، دستکش های معمولی و طبی و ماسک ها فوق حساس بیمارستانی و بسیاری از سایر تجهیزات مرتبط به مقابله با بیماری کرونا را با دخالت مستقیم سه نوبته کرد و بیش از این، حکم کرد که تولیدات خود را فقط در اختیار بیمارستان ها، اعم از خصوصی، غیرخصوصی و یا تحت پوشش شهرداری ها قرار دهند. قیمت، عرضه و تقاضا و تنظیم مدیریت تولید همگی در هم ریخت. به زبان عامیانه، لیبرالیسم، بازار محوری و دست نامرئی آن برای تنظیم همه چیز، بی لیبرالیسم!

به یکباره آزادی اقتصادی و طومار آنچه گمان می شد برای دهه ها مدیریت کلان سیاست، اقتصاد و جامعه را همچنان بر عهده خواهد داشت پیچیده شد.

به زبان ساده باید گفت، دولت امانوئل مکرون نتوانست برای مقابله با ویروس پاندمیک (عالم گیر) کرونا که یک هجوم جهانی را آغاز کرده است، از طریق بازار منبعث از مکتب نئولیبرالیسم، یک راهکار کارساز و عاجل ارائه دهد و ترجیح داد به الگوی حکومت اقتدارگرای چین نزدیک شود، زیرا مردم برخوردار از بازار وفور همیشگی کالا، به گونه ای قفسه های فروشگاه های غول پیکر در سراسر پاریس را، از انواع جنس به خصوص مواد بهداشتی، الکل و مواد ضدعفونی کننده خالی کردند که گویی مورد هجوم قوم تاتار یا اقوام بی فرهنگ و تمدن دیگری قرار گرفته اند.

یعنی اطمینان خلل ناپذیر مردم به نظام عرضه و تقاضای بازار که همواره با اختیار انتخاب صد در صدی دو کالای یکسان از یک برند، آن را برمی داشت که مثلا قیمتش یک سنت ارزانتر یا تاریخ تولید و انقضایش یک هفته کمتر بود، حال همین فرهنگ، با ظاهری قرص و محکم اعتمادش را به فردای معجزه آمیز بازار محوری از دست داد و تمامی کنسروها، ماکارونی ها، وسایل بهداشتی، دستمال کاغذی و ده ها کالای دیگر حتی مشروبات الکی را، «نخریدند، بلکه به واقع غارت کردند» تا به انبارهای خانه های کوچک خود انتقال دهند.

فرهنگ غنی مردم پاریس که سنبل فرهنگ فرانسه به شمار می رود، نتوانست نقشی بازدارنده ایجاد کند که به داد این هجوم توام با دلهره و نگرانی برسد و مانع از شرمندگی تمدن غرب شود.

به یاد آوریم که فیلم هایی از این دست از جوامع شرقی از جمله کشور خودمان، موجب مباهات غربی ها بود که بازاری مملو از وفور نعمت و جامعه ای آسوده خاطر از دسترسی به کالا دارند و چه بسا، بعضی از روشنفکران حساس کشورمان، در مواردی موضوع هجوم مردم به مواد غذایی را شماتت می کردند و می گفتند هیچ کجای دنیا اینگونه نیست و با شیوه خود تحقیری با آن برخورد می کردند.

نکته حائز اهمیت دیگر، نظریه پردازان سیاسی و اقتصادی و رهبران فکری یا نخبگان کشورهای غربی از جمله فرانسه متوجه شدند انتقال بسیاری از کارخانجات تولیدی خود به کشورهای آسیای جنوب شرقی مانند ویتنام، لائوس، مالزی، اندونزی، هنگ کنگ، بنگلادش و مهم تر از همه اینها چین، به ویژه در شهر صنعتی شانگهای (معجزه اقتصادی تنگ شیائو پینگ)، برای بهره گیری از کار و دستمزد ارزان، دست دولت ها و بازارهای گسترده ایشان در تامین نیازمندی های اولیه همچون مواد بهداشتی ارزان را در چنین مواقعی خالی می گذارد و امنیت غذایی و چه بسا امنیت اجتماعی و سیاسی آنان را به دلیل عدم دسترسی به منابع تولید کالا به روال پیشین در مخاطره قرار می دهد.

در تحلیل نهایی آشکار شد، اگر مکاتب نظری نتوانند برای مواجهه با بحران ها راه حل ارائه دهند و حکمرانان نتوانند به آنها تکیه کنند، این نظریه ها، آیه های آسمانی خدشه ناپذیر و ابدی و ازلی نیستند و نباید چون «احکام پیشینی» ،واقعیت رخدادهای اجتماعی و بحران های سیاسی اقتصادی را به زور در قالب آنها ریخت و اصرار ورزید که اصول «همه»، «همین» است که هست ولاغیر.

حکمرانان در فرانسه و کشورهای اروپایی و حتی آمریکا، دریافتند که می بایست پای نظریه یا روش دیگری از سیاست ورزی و اداره امور کشور را به میان آورد حتی اگر صد در صد با باورها و اعتقادات حکمرانان و اداره کنندگان جامعه مغایرت داشته باشند.

 

SarmayehGozariKousar

Mahan00

Dizbad00

SharifAbad00

Eshragh00

Khorak-Dam-Pars00

Abzi-Exir00

SanayeKeshavarzi00

KHavarDasht00

Dena00

Panbeh-Khorasan00

SHimiDarouKousar00

Azmayeshgah-Kowsar00

VIV MEA GIF Banner EN 500x700px 01

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .

طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت