سه شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۷

گریز از واقعیت و جهش های یک روزه ارزی

آیا جز این میتوان گفت که دولت روحانی قصد پنهان کردن سیاستی را دارد که نمی خواهد مردم در جریان آن قرار گیرند و در نتیجه بر چنین دیدگاه ناکارآمدی اصرار می ورزد.

 

ansar

 

روحانی و تقریبا تمامی تیم اقتصادی کابینه اش، مدام تاکید می کنند و می گویند جهش های ارزی فقط یک درصد از کل مبادلات ارزی و بازرگانی مرتبط به واردات و صادرات را شامل می شود و لذا آنچه که رخ می دهد جنبه روانی دارد و افزایشی غیر واقعی و حبابی است که می ترکد.

ایشان هرگز به تکانه های سیاسی که می تواند رابطه مستقیمی با این جهش ها و حباب های پایدار داشته باشند اشاره ای نمی کنند.

اولین پرسش این است که این چه یک درصدی است که 99 درصد را به دنبال خود کشیده و می کشد و این چه حبابی است که روز به روز گنده تر و متورم تر می شود؟ این یک درصد از چه قدرت و تاثیر روانی برخوردار است که میداندار اصلی بازار ارز شده است؟ چگونه این یک درصد در وقوع تمامی رخدادهای سیاسی طی 5 ماه گذشته نقش داشته و بازار بلبشوی ارز را بلافاصله متلاطم و ثبات آن را در همی می کوبد؟

دوم پرسش این است که چرا یک درصد از کل اقتصاد و سیاست ارزی بر قیمت تمامی کالاهایی که حتما در چارچوب 99 درصدی وارد، تولید، توزیع و عرضه می شوند تاثیر گذاشته، می گذارد و خواهد گذاشت؟

اگر این یک درصد، بازار فرعی، حبابی و دور از واقعیت اقتصاد کشور است القاعده باید فقط اطراف خود را در حد همان یک درصد یا کمی بیشتر گرم و هیجانی کند، پس چرا حتی آن دسته از کالاهایی که با نظارت شدید دولت و اختصاص ارز 4200 تومانی وارد، تولید و یا عرضه می شوند را نیز متاثر، داغ و پر تنش کرده است؟ آیا تیم اقتصادی دولت دوازدهم قصد ندارد این نگرش ناکارآمد که با واقعیت بیرونی بازار ارز تطابق ندارد را از این منظر که شاید از یک دریچه محدود و غیرواقعی نگریسته شده باشد مورد بازبینی قرار دهد ؟

آیا دولت که گرفتار اعداد و ارقام تخصیص نرخ ارزهای رسمی و بازار ثانویه شده است نباید از خود بپرسد چرا با هر موضع گیری سیاسی خارج از مرزهای کشور، خواه توسط کشور تقابل جوی آمریکا یا غیر آن، بازار یک درصدی دلار غیر رسمی دچار یک جهش حیرت آور می شود؟

و آخر اینکه؛ آیا واقعا آنچه که در صحنه بازار ارز می گذرد صرفا اقتصادی و شیطنت این یا آن دست پنهان یا سوداگران طراز اول در داخل یا خارج کشور است؟ آیا دولت و فراتر از آن حاکمیت، در چارچوب سیاست ورزی کلان نباید قبل از آنکه این یک درصد، سلطان بلامنازع اقتصاد 99 درصدی کشور شود در جستجوی یک راه حل سیاسی برون مرزی برای آن باشد؟

یعنی جایگاه سیاست خارجی در ساختار دیپلماسی کشور به کلی کنار نهاده شده و دولت بر این گمان است که مردم علیرغم تنگناهای معیشتی فعلی بر این شیوه سیاست ورزی تا انتها صحه گذارده و همراهی می دهند؟

نگارنده بر این باور است که دولت باید این شیوه نگرش و تحلیل «جهش ارزی» را کنار بگذارد و از ابعاد سیاسی و ضرورت های تغییر در آن موضوع را بررسی کند.

حتما دنیا به آخر نمی رسد و حتما مردم از تغییرات دیپلماسی که مستقیما بر زندگی، معیشت و کسب و کار آنان تاثیرمثبت دارد استقبال بیشتری خواهند کرد تا این تحلیل های اقتصادی یک روزه که مدام برعکس می شود و دولت را در جایگاه بی اعتمادی روز افزون افکار عمومی قرار می دهد، جز این باید گفت دولت روحانی قصد پنهان کردن سیاستی را دارد که نمی خواهد مردم در جریان آن قرار گیرند و در نتیجه بر چنین دیدگاه ناکارآمدی اصرار می ورزد.

 

 

منصور انصاری

97.7.7

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .

طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت