سه شنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۸

سیاست تاجرمآبانه ترامپ؛ پشت کردن به کردها و چراغ سبز به ترکیه

 

ansari

 

منصور انصاری – روزنامه نگار

هیچ کاسب، بازرگان و یا تاجری در هیچ کجای جهان هیچ رسالتی بیش ازکسب سود یا جلوگیری از زیان سرمایه گذاری­اش برای خود قائل نیست به رغم اینکه ممکن است در جایگاه دوم و سوم رسالتهایی نیز برای خود تعریف کند یا ده­ ها علاقه شخصی یا وابستگی های متعدد به چیزهای گوناگون داشته باشد.

درک عمیق و همه جانبه این مفهوم برای پی بردن به راز تصمیمات غیرمنتظره و یکباره ترامپ در عرصه دیپلماسی جهانی حائز اهمیت است، آنچه که تصمیمات ترامپ را برای سیاستمداران و حتی بخش عمده ای از افکار عمومی غیرمتعارف و نامنتظره می نماید ناشی از همین اصل است که ترامپ اعتقادی به رسالت آمریکا برای استقرار دموکراسی یا کمک به حل مناقشات در این یا آن منطقه جهان در قالب آنچه که پیش از این رسالت جهانی یک ابرقدرت مدعی هژمونی جهان ادعا می شد ، ندارد.

ترامپ به عنوان تاجری که سیاست آمریکا را از جایگاه یک سیاست با رسالت جهانی در قالب سیاستی در حوزه دولت-ملت به منافع موقت ملی تنزل داده است ؛ اعتقاد به اصول اساسی دیپلماسی و دستاوردهای واقعی جامعه جهانی و معارف بشری _ و حتی حفظ پوسته هر چند ظاهری و دورویانه _ ندارد و با چرتکه اندازی و حساب و کتاب ­های هزینه و فایده، عریان و آشکار در سطوح کلان، از جمله عکس یادگاری با «کیم جونگ اون» رهبر جوان کره شمالی، گفتگو با سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان و محمد بن سلمان ولیعهد کم تجربه تازه به دوران رسیده این کشور با این جمله که «گاو شیرده خوبی برای آمریکاست»، خروج نیروهایش از افغانستان، مذاکره با طالبان، خروج نیروهایش از شمال شرقی سوریه و جنوب ترکیه و رها کردن کردها و مسائلی از این دست وارد عرصه می شود؛ در جنگ با داعش هر دستی را می فشارد و وارد هر گونه پیمان و زد و بندی می شود تا حداقل در ظاهر و منظر افکار عمومی خود را برنده بازی جلوه دهد و با شمارش دخل و به نسبت خرجی که متقبل شده یا می­شود سمت و سوی دیپلماسی­اش را تعیین کند آشکارا و در مقابل رسانه­ها می گوید پول بدهید تا این یا آن کار را در عرصه سیاسی برای شما انجام دهیم و مثلا خرج کنید تا نیرو به عربستان بفرستیم و .... .

این سیاست کاسبکارانه ترامپ حتی هم پیمانان جدی آمریکا همانند اسرائیل را نیز به تردید می اندازد که آیا در صورت وقوع هر رخدادی آمریکا از آنان حمایت می کند؟ یا به کشورهای هم پیمان شرقی ­اش همچون ژاپن، کره جنوبی یا برخی دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا می گوید نفتی که از تنگه هرمز عبور می کند برای شماست، خرج تامین امنیتش را خودتان بدهید، ما چرا خرج کنیم؟ شناخت این سیاست با این ویژگی از این نظر حائز اهمیت است که ترامپ در حال حاضر سیاست ­های خود را نه بر اساس راهبردهای تعریف شده کلاسیک در مورد آنچه آمریکا با آنان ارزیابی می شد، بلکه منطبق با «شرایط جدید برشمرده» تنظیم و اتخاذ کنیم؛ به عبارتی، آمریکا در این چارچوب بیشتر قابل تعریف است تا صف­بندی ­های کلاسیک و متعارف و آنچه پیش از این بود. گرچه این تکانه های سیاسی، زودگذر و موقت هستند و نمی­توان آنان را در ساختار سیاست های کلی آمریکا ماندگار دانست ولی به هر حال از آنجا که سیاست و اتخاذ تصمیمات سیاسی امری به روز است تعمق و مداقه در آن برای ایفای نقش دیپلماسی پرشتاب در منطقه خاورمیانه الزامی است.

آیا هیچ تحلیل­گری به استناد شاخص ­های متعارف ارزیابی و تحلیل سیاست ­ها در منطقه گمان می­کرد که آمریکا بدون مقدمه و یک­باره پشت نیروهای کرد هم پیمان خود در جنگ با داعش را در منطقه حائل میان سوریه و ترکیه خالی کند و به ترکیه چراغ سبز نشان دهد که هر کاری می­خواهی تا آنجا که به یک افتضاح جهانی تبدیل نشود انجام بده و حداکثر ما به عنوان میانجی وارد عمل می­شویم؟ بدون شک این تصمیم هیچ سنخیتی با ژست دروغین آمریکا در مورد رسالتش که جلوگیری از کشتار غیرنظامیان در مناطق مختلف جهان است ندارد! چنین تصمیمی در آستانه صد سالگی ترکیه بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی حامل چه پیامی است جز اینکه کردها ماموریتشان در جنگ با داعش تمام شده است و دیگر کاربردی برای آمریکا ندارند لذا نباید برای آنها هزینه کرد؟ آیا این اقدام از سوی آمریکا با این هدف صورت نگرفته که از این پس به ترکیه بپردازد که باقیمانده پیمان «سایکس پیکو» را به عنوان یک قدرت منطقه ای دنبال می کند و می تواند بازار مطمئن و بزرگی برای آمریکا باشد؟ این رویکرد تاجر مآبانه تا آنجاست که متحدان اروپایی آمریکا و حتی تعدادی از نمایندگان جمهوریخواه کنگره نیز آن را تقبیح و در مقابلش موضع گیری کردند. دمکرات­های کنگره هم برای مصوبه­ای با هدف تحریم ترکیه امضا جمع کردند.

شکی نیست پُشت کردن به کردها و حملات هوایی ترکیه و ادامه آن در زمین تا عمق 32 کیلومتری در خاک سوریه و در عرض 486 کیلومتری به عنوان منطقه حائل، عوارض، عواقب و دنباله ­های غیرقابل کنترل و محدود کننده­ای دارد که مواضع آمریکا را در منطقه بیش از گذشته ضعیف، اقتصاد ترکیه را در جنگی دامنه­دار، مفلوک و شرایط اقتصادی را برای ایران بهتر خواهد کرد!

رجعت سیاستهای جهانی آمریکا به نظریه نیمه دوم قرن بیستم دولت – ملت که هر کشور باید هر اقدامی را در چارچوب منافع مستقیم خود تعریف کند و نه تثبیت جایگاه جهانی آمریکا و رئیس جمهور مزبزب آن را مدام در مقام پاسخگویی و توجیهات نه چندان مقبول در افکارعمومی کشورها ، مردم و پارلمانها قرار می دهد که می توان از این دسته مسائل، خروج نیروهای این کشور از شمال شرق سوریه و منطقه کردنشین یادکرد که به عنوان یک بدعهد، این کشور در ادبیات سیاسی آمریکا باقی خواهدماند.

روزنامه نگار – منصور انصاری

SarmayehGozariKousar

Mahan00

Dizbad00

SharifAbad00

Eshragh00

Khorak-Dam-Pars00

Abzi-Exir00

SanayeKeshavarzi00

KHavarDasht00

Dena00

Panbeh-Khorasan00

SHimiDarouKousar00

Azmayeshgah-Kowsar00

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .

طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت