سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷

 

باطری سولفاته «تحقیقات کشاورزی» کشور!

به بهانه انتصاب «خاوازی» به جای « زند»

 

 

خاوازی

 

 

درمان درد تحقیقات ناکارآمد و غیر موثر کشاورزی کشور در عرصه تولید و افزایش بهره وری، جابجایی باطری نیست تا این ماشین فرسوده که روشن نمی شود بتواند خود را به واحدهای تولیدی و مزارع کشاورزی در اقصی نقاط کشور برساند.

روزهای اولی که حجتی پس از 8 سال دوری از وزارت و نه البته کشاورزی، مجدداً وارد عرصه کارزار وامانده کشاورزی کشور شد در مهرماه 1392در یک نشست غیر خبری گفت: تحقیقات اگر تحقیقات واقعی و نتیجه بخش باشد احتیاجی به بودجه ندارد و با مفهومی شبیه این جمله یادآور شد: با تجاری کردن تحقیقات و ایجاد درآمد از آن می توانیدتمام چاله چوله ها را پر کنید.

از نظر زمانی در همین حدود بود که دکتر اسکندر زند، شخصیتی کوشنده، پاک دست و متواضع در جشنواره ای که بانک کشاورزی در زمستان همان سال در دانشگاه زنجان بر پا کرده بود به عنوان سخنران اصلی چنان در انتقال یافته های تحقیقاتی به مزارع، باغات، واحدهای تولیدی دام و طیور، آبزیان و صنایع تکمیلی و تبدیلی داد سخن سر دادکه نگارنده این سطور در تفسیری شتاب زده نوشت: «مردی با تبر آمده است که قفل گنجه ها و قفسه های خاک خورده تحقیقات انجام شده رابشکند و به کمک آنها تولید را در تمام سطوح به افزایش بهره وری برساند».

حال دکتر اسکندرزند با پایی که تبر رویش افتاده است جای خود را به دکترمحمدرضا خاوازی می دهد که مداد پاکن دستورات اسکندر زند بود. رئیسی در سایه که اگر دکتر اسکندرزند مشقی برای دگرگونی در کشاورزی کشور نوشت به هزار بهانه علمی درست یا نادرست و کافی یا ناکافی آن را اصلاح و روانه تولید نکرد، بلکه به قفسه ها و گنجه های خاک خورده پیشین فرستاد.

شاید سوال شود؛ یعنی از سال 1392 تاکنون هیچ کاری در تحقیقات کشاورزی کشور که نتیجه بخش باشد انجام نگرفته است که اینگونه بدبینانه تفسیر و تحلیل می شود ؟!

پاسخ این است که به اندازه بودجه، اعتبارات، امکانات، دفتر و دستک، فضاهای گسترده و هزینه ای که صرف شده و یا آنچه که وزیر در پائیز 1392 می گفت «تحقیقات را تجاری کنید»، خیر، انجام نشده است!

در واقع حکایت ماشینی از کار افتاده است، نه باطری سولفاته ای که با تعویض، ولو موقت راه بیفتد. در مراسم موسوم به تودیع و معارفه که بهانه اش موسم فرا رسیدن بازنشستگی دکتر اسکندر زند بوده است، مهندس حجتی می گوید: «تحقیقات پیشران توسعه» است، البته که هست ولی کدام تحقیقات؟ تحقیقات انجام شده در داخل گنجه و قفسه ها؟ تحقیقاتی که منطبق بر مصادیق و مشکلات تولیدات کشاورزی نیست؟ تحقیقاتی که هنوز تحقیقی برای چگونگی انتقال یافته های خود به زیر بخش های مختلف تولید انجام نداده و راهی به سوی کشاورزان، خارج از شیوه های اداری متداول نیافته است؟ تحقیقاتی درخود و برای خود؟ تحقیقاتی که هنوز در نیافته چگونه، از چه طریقی و با چه ابزاری خود را در میان کشاورزان، تصمیم گیران اقتصادی و یا حتی مردم، عمومی و مقبول کند؟

تحقیق برای تحقیق، آنهم در کمال ناباوری فقط با 3 تا 5 درصد از کل بودجه پس از کسر دریافتی حقوق پرسنل و هزینه های نگهداری، در کشوری که هنوز میان کشاورزی سنتی و مدرن، دست و پا می زند و تکلیف خود را با این موضوع در سطح کلان مشخص نکرده است چگونه باتعویض و جابجا کردن یک محقق دیگر که خود در آن مجموعه جزء مدیران و معاونان تعیین کننده سیاست ها و برنامه ها بوده است می تواند به داد کشاورزی کشور برسد؟

یک بخش نیمه خصوصی می آید از بالای سر موسسه تحقیقات دامپروری با 100 سال سابقه (حیدرآباد)، تعدادی بز و گوسفند اصلاح نژاد شده یا مثلاً فلان نژاد دام شیری و گوشتی را وارد، تولید و تکثیر می کند، محققان این نهاد تحقیقاتی فریاد وانفسا که «بز بومی نابود شد، استقلال کشور زیر سوال رفت» سر می دهند و می خواهند مثلا با چند بز و گوسفند موزه ای، تولید دامپروری کشور را اقتصادی و مقرون به صرفه کنند و اگر سوال کنی این موسسه صد ساله حیدر آباد سابق چرا تاکنون نتوانسته است برای تولید اقتصادی، رقابتی و تجاری یک نژاد «تیپ» دام سنگین یا سبک پر بازده را به دامداران معرفی کند یا چرا کمتر دامداری متقاضی ایجاد یک واحد دامداری از نژاد گاو سیستانی است، حتماً تکفیر علمی می شوی و اگر بپرسی چرا با واردات یک نژاد پربازده دام سبکو ترویج آندر مجلات تخصصی،به نحو حیرت آوری از اقصی نقاط کشور صف خرید ایجاد شده است ولی کمتر کسی متقاضیآن چیزی است که طی 70 سال گذشته از سوی موسسات تحقیقاتی معرفی شده است، به انواع و اقسام اتهامات، آنهم از برج عاج علمی و آکادمیک متهم می شوی.

خب! این ها همه آشکار می سازد دکتر اسکندرزند بعد از پنج سال از خود نشانه ای بارز و قابل اتکا بر جای نگذاشته است و در پی آن، دکتر خاوازی نیز به رغم تمام خصوصیات مثبت و علمی اش، تاکنون برنامه ای برای تحول ارائه نداده است بلکه به نظر می رسد ایشان نیز به زودی روانه بازار قفل فروشان شود تا قفل های دیگری بر قفسه ها و گنجه های تحقیقاتِ فارغ از درد تولیدات کشاورزی بزند. کما اینکه یک تلاش 4، 5 ساله از آغاز دولت تدبیر و امید تا سال گذشته از سوی انجمن نشریات تخصصی کشاورزی و صنایع غذایی کشور و البته مدیر فرهیخته و کار آشنای روابط عمومی وزارتخانه، برای تدوین و امضاء تفاهم نامه ای جهت رسانه ای کردن نتایج تحقیقات به زبان ساده و به واقع ترویج نظری و آنچه در تمام دنیا مرسوم است، با یک اشاره انگشت دکتر خاوازی که «آب الک می کنید، من چنین تفاهم نامه ای را امضاء نمی کنم»، روی کاغذ ماند و مشق ننوشته دکتر اسکندرزند هم در بایگانی انجمن جای گرفت.

در جمع بندی نهایی، تمامی موسسات تحقیقاتی کشاورزی کشور به رغم خدمات بی شمار و انکار ناپذیر و تلاش صادقانه و مجدانه بسیاری از محققان درست کار این مجموعه ها، با کمترین حقوق، مزایا و بدتر از همه، اختیارات و آزادی عمل و محدود شدن در چاردیواری ها، نتوانسته اند در گام نخست،جایگاهی در صحنه جهانی برای خود فراهم سازند، رابطه ای بگیرند و تعاملی ایجاد کنند، دوم، هنوز به تولید، خارج از موارد نمونه و استثنایی نرسیده اند، یعنی آنچه که ادعا می کنند و خود می گویند انجام شده، عمومیت نیافته است.

حال دو اتاق اجاره ای «ایکاردو» و «سیمیت» و کارهاییکه انجام داده و می دهند را در کنار این مجموعه عریض و طویل قرار دهید و مقایسه کنید!

سوم اینکه رابطه ای معنی دار میان تحقیقات کشاورزی و دانشگاهها که نتایجی از آن بیرون بزند و ملموس باشد به وجود نیامده است.

تحول در این مجموعه فقط با تغییر ساختار صورت می گیرد آن هم وقتی که دولت شجاعانه در قالب خصوصی سازی و تصویب لایحه ای در مجلس، این موسسات را به محققان راستین و نه مدیران کنونی دولتی، با شرط خودگردانی و البته بودجه ای ولو اندک واگذار کند و در یک معاونت، در چارچوب ملاحظات و وظایف حاکمیتی بر فعالیت آنها نظارت عالیه داشته باشد.

به عبارت ساده تر، دکتر خاوازی بر بستر آنچه که در عرصه تحقیقات کشاورزی گذشته و می گذرد، نمی تواند حامل پیامی برای تحول باشد.

 

 

منصور انصاری

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .

طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت