پنجشنبه, ۰۲ اسفند ۱۳۹۷

حکمرانی خوب Good Governance))و جایگاه آن در دیپلماسی جهانی

ansar

پیش گفتار

نوعی تصور بی انصافانه ناشی از عدم آگاهی در جامعه هایی که توسعه را فقط رشد اقتصادی و نوسازی صنعتی به شمار می آورند وجود دارد که:«کشاورزی را چه به بحث های ساختاری در دیپلماسی عمومی؟!»در پاسخ این دریغ ناآگاهانه برآن شدیم در«پایگاه خبری کشاورزی آینده جهان» (اخبار سبز ایران)، به تدریج مفاهیم اصلی و پایه ای که خواهی نخواهی اطلاع از آنان برای سرمایه گذاران، فعالان، مدیران ارشد و تصمیم گیرندگان اقتصاد و بازرگانی بخش کشاورزی لازم است را تدوین، اطلاع رسانی و فرهنگ سازی کنیم.

سردبیر

برای درک عمیق مفهوم و جایگاه نظری حکمرانی خوب (Good Governance)،به ناگزیر می بایست سیر تکوین و تکامل تاریخی آن را عجالتا" بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون به اجمال دنبال کنیم تا درکی ملموس و قابل تصور از این مفهوم تاریخی ماندگار داشته باشیم.

واقعیت این است که بعد از جنگ جهانی دوم، جهان در شاخص های اصلی و عینا" موجود خود تغییر کرد و به واقع صف بندی و آرایش قوای دیگری در جغرافیای سیاسی جهان به وجود آمد. در میان مجموعه تغییرات جهان بعد از جنگ جهانی دوم که بارز، برجسته و قابل اتکاتر نمایان شد می توان به فرارویی آمریکا به عنوان قدرت برتر اقتصادی جهان به عنوان یک پدیده نوظهور به این علت که آسیب کمتری در جنگ جهانی دوم دیده بود و با اجرای طرح مارشال و در چارچوب بازسازی و نوسازی اروپای ویران شده از جنگ، سیطره خود را در این منطقه مهم جهان تثبیت کرد اشاره داشت ؛شاخص بارز دیگر، حضور قدرتمند اتحاد جماهیر شوروی در اروپای شرقی و تاثیر تعیین کننده این کشور در چین، کره شمالی، کوبا و بخشی از کشورهای آسیایی به ویژه خاورمیانه، همچنین تاثیرپذیری بسیاری از جنبش های موسوم به رهایی بخشی در اقصی نقاط جهان و در نهایت توجه به شاخص سوم ، یعنی رهایی بسیاری از کشورهای جهان از سلطه امپراتوریهای بزرگ استعماری و پدیده استقلال طلبی، آزادی و به وجود آمدن کشورهای رهاشده از بند استعمار که در جستجوی دستیابی به رشد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ویژگیهای بومی و قومی خود بودند.

با حاکمیت چنین شرایطی در جهان، موضوع چگونگی توسعه در این کشورها به طور جدی و همه جانبه در عرصه بحث های نظری و فعالیتهای اجرائی - سیاسی این کشورها مطرح شد.

حضور دو نهاد بین المللی یعنی صندوق بین المللی پول (MIF ) و بانک جهانی (BW) و نقش آنان در حوزه بازسازی و نوسازی اروپا و تسری این وظیفه در کشورهای آمریکای لاتین،آفریقا، آسیا و اعطای وام به این کشورها برای طی مسیر توسعه که عمدتا" در مقطع 1950 رشد اقتصادی صنعتی به شمار می رفت، شکست برنامه "کمیسیون اقتصادی آمریکای لاتین " موسوم به اکلا (EKLA) در اوایل دهه 1960 و عدم توسعه یافتگی مفرط در کشورهای آفریقائی موجب شد بررسی علل و عوامل این شکستها در کانون توجه نظریه پرداران توسعه در کشورهایی که در مسیر توسعه با بحران عدم دستیابی به حداقل اهداف خود مواجه شده بودند قرارگیرد؛ گرچه بسیاری از نظریه پردازان نئومارکسیسم علت شکست کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین را ناشی از سلطه سرمایه داری جهانی و سودجوئی ناعادلانه آنها در کشورهای پیرامون و غارت منابع آنان ارزیابی کردند و تئوری وابستگی در توسعه باردیگر به طور جدی در محافل آکادمیک مطرح شد،اما در این بررسی ماهیت عملکرد حکومت هایی که در حوزه توسعه و در اشکال و تعاریف مختلف با شکست مواجه شده بودند و در کشورهایشان فقر مفرط، گرسنگی و شورش های مختلف رخ داده بود وارد مباحث عدم توسعه یافتگی، عقب افتادگی در پیشرفت و صنعتی نشدن شود لذا مفاهیمی چون حکومت های پاتریمونیال(پاتریمونیالیسم) و نئوپاتریمونیالیسم و پری بندالیسم (Prebendalism) در ادبیات سیاسی توسعه به میان آمد.

این سه مفهوم به واقع و به نوعی در ساختار حکومت ها، عملکرد یکسان با اشکال متفاوت دارند. پاتریمونیال نوعی از حکومت است که مشروعیت ندارد و متکی به شخص است و تمام وابستگان، فامیل و قوم و خویش حاکم وارد حکومت می شوند و با تبعیت مطلق از حاکم یا رئیس دولت از منافع، رانت ها و امتیازات برخوردار می شوند؛ در این نوع حکومت، فساد، رشوه خواری و بهره مندی خواص رایج و گسترده است.

نئوپاتریمونیالیسم یا حکومتهای جدید پاتریمونیال نوعی از همین حکومت ها هستند که به ظاهر قانون اساسی، انتخابات و روش های عقلانی اداره امور کشور را دارند ولی در پشت صحنه همان سیاستهای پاتریمونیال را دنبال می کنند و از آنجا که مشروعیت ندارند به سرکوب و قوای نظامی متکی هستند؛در این شرایط طبعا" نیروهای سرکوبگر نظامی از منافع حکمرانی بهره مند می شوند و پری بندالیسم در واقع تلاش گروهی از نخبگان یا خواص برای به چنگ آوردن حکومت یا اداره کلی آن هستند به طوریکه بتوانند از امتیازات و سودهای کلان در سایه قدرت حکومتی برخوردارشوند.

نظریه پردازان توسعه، علت توسعه نیافتگی، بحران های اقتصادی، فقر و شکست در فعالیتهای اقتصادی از جمله کشاورزی در بسیاری از کشورها از جمله دولت های آفریقائی را ناشی از حکومتهای فاسدی می دانستند که تمامی وام های دریافتی یا کمک های مالی از سوی کشورهای غربی را صرف تسلیحات نظامی، تجملات، مهمانی های پر هزینه و حیف و میل کردن پولها و نهایتا" سرکوب مخالفان و غیرخودیهای معترض کردند و موضوع نوسازی و صنعتی کردن، رشد اقتصادی و تولید داخل که لازمه توسعه بود را کنار گذاشتند.

اصطلاحاتی چون دولت های ضعیف)weak state ) و دولتهای غارتگر predatory state)(اصطلاحاتی بودند که در مطالعات دهه 80 میلادی در مورد شکست توسعه در کشورهای آفریقایی در عرصه حکومت داری و به کارگیری قدرت سیاسی، مطرح و به کار گرفته شد.

در ادامه این بررسی های آکادمیک و در طول دهه 90 میلادی، موضوع ایجاد "حکومت مطلوب" یا "حکمرانی خوب" و شاخص های اصلی آن برای تحقق اهداف توسعه و کمک رسانی به کشورهای در حال توسعه، توسط غرب و موسسات بین المللی به طور جدی مطرح شد و این مفهوم به تدریج بسط یافت و به عنوان یک نظریه، نه تنها در مورد حکمرانی ها و اداره امور کشورها، بلکه حتی برای اداره امور شرکت های بزرگ مرکب از چند شرکت، مورد تاکید قرارگرفت.

جهت تلخیص بحث در حد یک مقاله مطبوعاتی، به طور اجمال شاخص های هشتگانه حکومت خوب که معیاری برای سنجش و حتی به کارگیری در قالب موسسات بزرگ و به طور عام می باشد را بیان می داریم.

گفتنی است بسیاری بر این باورند که این اصطلاح برای اولین بار توسط سازمانهای بین المللی از جمله سازمان برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) بیان شده است.

در این نظریه و در حوزه حکومت داری، "حکومت خوب" به جای تاکید صرف بر ارزش های اقتصادی و کارایی و نوسازی صنعتی ، بر قانون و مشروعیت متکی است و بر مشارکت همه بخش ها به منظور دستیابی به توسعه اعم از توسعه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تاکید می کند و توسعه همه جانبه به ویژه توسعه پایدار نیروی انسانی مورد توجه قرار می گیرد.

شاخص های هشتگانه برای حکمرانی خوب:

  1. پاسخگویی Responsiveness
  2. شفافیت Transparency
  3. قانون مداری(قانون محوری) Pivotal law
  4. مشارکت همگانی Public participation
  5. مسئولیت پذیری Responsibility
  6. اجماع محوری Axial consensus :به معنی مسئولیت در بیطرفی و میانجی گری در میان دیدگاهها و منافع جناح های موجود و مختلف در سطح جامعه با در نظرگرفتن تمامی جناح های سیاسی و دهک های اقتصادی
  7. کارایی و اثربخشی   Efficiency & Effectiveness:به این معنی که نظام سیاسی برای تامین نیازهای جامعه باید کارایی داشته باشد.
  8. عدالت و انصاف   Justice & Fairness: ایجاد شرایطی توسط حکمرانی برای برخورداری همه افراد جامعه از فرصتهای برابر.

نویسنده و تدوین کننده : منصور انصاری

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .

طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت