یکشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۸

چرا " بلژیم بلو" به ایران نیامد!

 

این گزارش کوتاه تصویری (ویدئویی) را که دیدم دریغم آمد یادداشتی برآن ننویسم گرچه مطمئن نیستم در نوع نگرش خیلی ها که هنوز باور ندارند خبرنگاران تخصصی بخش کشاورزی نقشی تعیین کننده و تاریخی در انتقال یافته های دانش و تکنولوژی کشاورزی و دامپروری ، طی سالیان بعد از انقلاب و حتی در بسیاری موارد بیش از دولت داشته اند ، تاثیرگذار باشد .

اصولا" خبرنگار تخصصی بخش کشاورزی و نشریات مربوط به آنان در هیچ کدوم از وجوه آن، برای بخش دولتی به درستی تعریف نشده و قابل فهم نیست؛ بهرحال طی 45 سال گذشته نمایشگاهی در پاریس به نام (Salon international del agricalture) سالن بین المللی کشاورزی و با اختصار SIA و در یک فضای بزرگ نمایشگاهی در دروازه ورسای (porte de versailles) برگزار می شود که بخش عمده ای از آن به معرفی نژادهای مختلف دام بصورت نمایش زنده دامهای سبک و سنگین اختصاص دارد.

فکر می کنم سال 1997م یعنی 1376 فرصتی فراهم شد که من به دعوت ترکیبی از سه شرکت نیمه دولتی فرانسوی که بخشی از این ترکیب سه گانه مرتبط به وزارت کشاورزی این کشور بود به عنوان خبرنگار تخصصی مجله کهن سابقه برزگر برای بازدید از کشاورزی و دامپروری فرانسه دعوت شدم که بازدید از این نمایشگاه بین الملی کشاورزی (SIA)بخشی از این برنامه گسترده بود و این دعوت رسمی در پی چاپ مقاله ای از توانایی های کشاورزی فرانسه در همین مجله بود.

اکنون قصد ندارم به توصیف ویژگی های این نمایشگاه بپردازم چراکه پیش از این چندین بار از این نمایشگاه بازدید داشته و مشاهداتم را اطلاع رسانی کرده ام ، فقط لازم میدانم این نکته را عنوان کنم که حمایت وزارت کشاورزی در برگزاری این نمایشگاه در کنار تمامی رقابتهای شرکتهای بخش خصوصی در حوزه بازرگانی ، گسترش فرهنگ تولید محصولات کشاورزی و دامپروری است زیرا تمام رده های آموزشی در کشور فرانسه حتی پیش دبستانی و تا دانشکده های کشاورزی بصورت سازمان یافته و با هدف آشنایی دانش آموزان و دانشجویان به همراه مربیان و متخصصان کشاورزی ، برای بازدید این نمایشگاه از سراسر فرانسه می آیند .

بهر صورت بازدید از این نمایشگاه در آن سالها برایم بسیار جالب بود ، در همان سال با دکتر "لیرهوف" مدیرعامل ژرمن ژنتیک G.G.I در این نمایشگاه ملاقات کردم . لیرهوف LearHoff کسی بود که توسط مصطفی زندیه دامدار سرشناس و تحصیلکرده آمریکا که در آن زمان شرکت مهرآذر را مدیریت می کرد و اکنون شرکت پسوک را ؛ برای اولین جشنواره گاو هلشتاین به ایران آورده شد و ایشان به عنوان داور نقش بسیار خوبی در ارتقا کیفیت جشنواره داشتند آشنایی اینجانب با دکتر لیرهوف از طریق مصطفی زندیه بود که نمایندگی انحصاری G.G.I را با نام تجاری مهرآذر در ایران داشت .

دوستی من با مصطفی موجب شد که دکتر لیرهوف به محض دیدن من در نمایشگاه مذکور مرا به غرفه خودشان دعوت کند و باهم مشغول گفتگو شدیم در میانه صحبتها از وی سوال کردم شما برای کشورما که در زمینه تولید گوشت مشکل داریم و واردکننده گوشت گاو و گوسفند از کشورهای استرالیا و نیوزیلند و ایرلند و چند کشور دیگر هستیم، چه راهکاری پیشنهاد می دهید که وضعیت تولید گوشت قرمز در داخل کشورمان بهبود یابد ؛ قصد دارم مطلبی را با همین عنوان برای مجله برزگر تهیه و تنظیم کنم.

به فکر فرو رفت و مرا به غرفه دیگری برد و به یک پروفسور سرشناس در حوزه دامپروری معرفی کرد و موضوع سوال مرا با ایشان در میان گذاشت ؛ این آقای پروفسور با صدایی رسا گفت: " نموق" (نمور- فرانسویها و بخشی از بلژیک ، حرف "ر" را "ق" تلفظ می کنند) گفتم: کجاست ؟

گفت : روستایی در بلژیک، در آن سایتی ایزوله شده وجود دارد که " بلژیم بلو" غول گاو افسانه ای را در آنجا اصلاح نژاد ، تولید و تکثیر می کنند، هم اسپرم تولید می کنند و با کمی تعلل گفت : هم "جنین" و به مرحله تجاری می رسانند. این انقلابی بی مانند در تولید گوشت با ضریب تبدیل بی نظیری است ، این گاو کلید حل مشکل کمبود گوشت در کشور شماست؛ و بلافاصله گفت: ویزای بلژیک را داری ، اگر می روی هماهنگ کنم .

گفتم ندارم ولی آماده ام که بروم .

هنوز ویزای شینگن شکل نگرفته بود ولی از سختگیریهای عبور از مرز هم کمتر خبری بود.

بهرحال از ایستگاه قطار کاردنورث (Garede de unord) در مرکز پاریس روانه بلژیک شدم با این اضطراب که نکند در مرز بازداشت شوم . وقتی مرزبانان وارد قطار شدند من خودم را مشغول خواندن روزنامه کردم و ماجرا به خیرگذشت و موفق شدم وارد بلژیک شوم ، 5 خط قطار عوض کردم تا به نزدیکترین ایستگاه به روستای نموق رسیدم . سکه های فرانسه با بلژیک فرق داشت و من سرگردان یک سکه بودم که به سایت زنگ بزنم و هماهنگ کنم.

خانومی که شاهد ماجرا بود با نهایت لطف یک سکه به من داد و توانستم به سایت زنگ بزنم و با پرفسور و مسئول سایت " بلژیم بلو" صحبت کنم ، ایشان نیم ساعت بعد در ایستگاه بود و من را به سایت برد . در محل سایت من مدام عکس میگرفتم و اشتیاقم بی انتها بود و در ذهنم تصویری ازخودم همچون "کریستف کلمپ دامپروری" تصور میکردم زیرا این کشف را ره آوردی بی نظیر برای دامپروری کشورم می دانستم.

در نهایت با حجم قابل توجهی از بروشور و کاتالوگ و کاست فیلم ویدئویی و متون دستنویس به پاریس و از آنجا به ایران بازگشتم و مشغول تنظیم ره آوردم شدم ، زنده یاد میربلوک مدیرمسئول مجله برزگر و خبرنگاری حرفه ای با سعه صدر وصف ناپذیر و مرحوم عیسی خانی به عنوان مدیر سخاوتمند بخش آگهی ها پذیرفتند که ما مقاله " بلژیم بلو" را جداگانه ، مشروح و همچنین یک آگهی تمام رنگی رایگان از "بلژیم بلو" چاپ کنیم .

مرحوم عیسی خانی که یک مدیر حرفه ای همه جانبه نگر بود گفت: اشکالی ندارد، این برای مملکتی که گوشت ندارد یعنی کمبود گوشت دارد مثل طلا می ماند. مقاله را در مجله برزگر که در آن زمان پرتیراژ و سراسری بود چاپ کردیم و گزارش "بلژیم بلو" با آن عکس گاو گوشتی غول پیکر توجه بسیاری را جلب کرد .

چند هفته ای نگذشته بود که یک مهندس جوان بنام ابراهیمی از استان خراسان زنگ زد که فلانی من میخواهم نژاد این دام گوشتی را وارد کشور کرده و تکثیرکنم و روی این مقوله سرمایه گذاری کنم . من هر اطلاعاتی را که در اختیار داشتم برای او پست کردم زیرا دقیقا" هدفم همین بود .

گویا آقای ابراهیمی 8 ماهی کفش آهنین به پا کرده و از پله ها بالا و پایین رفته گاهی خندان از کسب موافقتهای اصولی میگفت و گاه نومید و نالان از نشدن میگفت.

خلاصه بعدها تماس گرفت و گفت : فلانی نشد!

گفتم : چرا؟ شما که خوب پیش میرفتید!

گفت : مافیای واردات گوشت!

بعدها شنیدم که به "مانی توبا" کانادا رفته و یک واحد تولیدی بلژیوم بلو تاسیس کرده، اما در محفلی با ذکر خیر از بنده گفته بود: حیف شد کاسبی این نژاد گوشتی ! اگر می گذاشتند در ایران بهتر بود زیرا بهره وری بیشتری داشته و بازار گوشت ایران بازاری سودآور و پررونق بود و در عین حال حس خدمت به کشور روحیه آدم را تقویت می کند ، اینجا سود هست ولی بازار اشباع است.

مخلص کلام این بود که بگوییم از دیرباز تاکنون سیاست های دوگانه در کشور ما چه بر سر توسعه به ویژه در حوزه اقتصاد کشاورزی می آورد .

در حال حاضر هم همان شماره مجله برزگر را در دفتر مجله "صنایع زیرساخت کشاورزی" (دامپروران سابق) دارم ، یادش بخیر آنهمه شور و شوق و تلاش خستگی ناپذیر که دیگر کمتر یافت می شود و چرخه روزگار که به گونه ای دیگر می چرخد.

ansari

 

 اخبار سبز ایران / منصور انصاری

98.03.12

 

پینوشت :

گفتنی است این نژاد سال های بعد نه در چارچوبی متمرکز و گسترده، بلکه به صورت پراکنده به ایران آمد و در مزارعی پرورش داده می شد.

گاو آبی بلژیکی یک نژاد گاو گوشتی است که بدنی فوق‌العاده عضلانی و جثه‌ای بسیار بزرگ دارد.

ظاهر عجیب این گاوها به دلیل وقوع یک جهش ژنتیکی طبیعی است که جهش «دوبرابر کنندهٔ ماهیچه‌ای» نامیده می‌شود در حالت طبیعی گاوهائی که از این جهش رنج می‌برد آنقدر خودشان و جنینشان بزرگ می‌شوند که امکان زایمان طبیعی ندارند.

در عمل روند انتخاب توسط صنعت تولید گوشت انجام شده و از آنجا که این گاوها دارای جثهٔ بزرگتر و نیز بازده گوشت بیشتر هستند، از طرف دامداران انتخاب می‌شوند. نوزاد این گاوها نیز بوسیلهٔ عمل سزارین زاده می‌شود.

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .

طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت